تبلیغات
تا ابد عزادار عشق تو خواهم ماند.................!ا
تا ابد عزادار عشق تو خواهم ماند.................!ا

 

ای کاش شبی مست شوی ، بی خبر افتی
پنهان ز تو، من بوسه زنم آن کف پا را
 

نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور 1392 ساعت 06:59 ق.ظ توسط س صالحی نظرات | |

روزی از من پرسید:
برای چه زنده ایی؟؟
در حالی که در دل میگفتم برای تو
گفتم: برای "هیچ"
روزی از او پرسیدم : برای چه زنده ایی؟؟
گفت: برای کسی که برای "هیچ" زنده است....!
 

نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور 1392 ساعت 06:57 ق.ظ توسط س صالحی نظرات | |

من چند صفحه از دفتر خاطراتم را خالی میگذارم...!
شاید روزی
برگردی...!!
 

نوشته شده در سه شنبه 12 شهریور 1392 ساعت 12:57 ب.ظ توسط س صالحی نظرات | |

می گویند عشق آنست که به او نرسی
و من می دانم چرا …!
زیرا در روزگار من،
کسی نیست که زنانه عاشق شود
و مردانه بایستد…
 

نوشته شده در یکشنبه 10 شهریور 1392 ساعت 01:42 ق.ظ توسط س صالحی نظرات | |

میان این میهمان ها
چقدر نفس هایم عمیق تر میشوند
وقتی میبینم بین این هم کفش
فقط کفش های " تو " نیست...!
 

نوشته شده در جمعه 8 شهریور 1392 ساعت 04:32 ب.ظ توسط س صالحی نظرات | |

به هیچ سگی نگفتم:
برو
به هیچ آدمی:
بیا

نوشته شده در پنجشنبه 7 شهریور 1392 ساعت 01:17 ق.ظ توسط س صالحی نظرات | |

مادرم هنوز
من را به جان تو قسم میدهد!!!
میبینی،
تنها من نیستم که رفتنت را باور نمیکنم
 

نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور 1392 ساعت 02:26 ب.ظ توسط س صالحی نظرات | |

نـــیا بــاران !

عاشقـــانه اش نــکن !

من و او " مـــا " نشدیم !!!!...

نوشته شده در دوشنبه 4 شهریور 1392 ساعت 02:03 ق.ظ توسط س صالحی نظرات | |

امشب دیوانگی در من بالا زده

نه سکوت...

نه موسیقی

نه حتی سیگار...

و نه هیچ چیز و هیچ چیز

این دیوانگی را تسکین نمی دهد

جز اغوشت ...............!


نوشته شده در شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 11:07 ب.ظ توسط س صالحی نظرات | |

هزار بار دیگر هم که از شانه ای به شانه ای دیگربغلتی

این شب صبح نمی شود

وقتی دلت گرفته باشد
 


نوشته شده در جمعه 1 شهریور 1392 ساعت 09:58 ب.ظ توسط س صالحی نظرات | |

 
گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم

که دگر باز از این گونه خطاها نکنم

بوسه دادی و چو برخواست لبت از لب من
توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم!
 

نوشته شده در جمعه 1 شهریور 1392 ساعت 11:58 ق.ظ توسط س صالحی نظرات | |

گمم نکن

در گوشه ایی از حافظه ات آرام می نشینم

قول میدهم

فقط بگذار بمانم....!

 


نوشته شده در جمعه 1 شهریور 1392 ساعت 11:17 ق.ظ توسط س صالحی نظرات | |

چای هایت را تلخ نخور!

 کمی نگاهم کن…

تمام قند های دلم را برایت آب می کنم


نوشته شده در جمعه 1 شهریور 1392 ساعت 10:46 ق.ظ توسط س صالحی نظرات | |

با تـو بـودن را تـصـویـر کـردم ...
بـی تـو بـودن را تـجـربـه ...

ایـن بـود سـهـم مـن از رویـا تـا واقـعـیـت …
 
 

نوشته شده در جمعه 1 شهریور 1392 ساعت 10:29 ق.ظ توسط س صالحی نظرات | |

باد
ورقه های دفتر شعرم را
با خود برد
فردا
تمام شهر
عاشقت میشوند . . .


نوشته شده در سه شنبه 29 مرداد 1392 ساعت 10:12 ب.ظ توسط س صالحی نظرات | |

من عشق را با تو آغاز کردم

در هر کجای عشق که هستی

مرا آغاز کن....!


نوشته شده در شنبه 26 مرداد 1392 ساعت 01:43 ق.ظ توسط س صالحی نظرات | |

گاهی تمام عاشقانه هایم را 
خلاصه میکنم به
 یک کلمه
" به درک "




نوشته شده در جمعه 25 مرداد 1392 ساعت 04:43 ب.ظ توسط س صالحی نظرات | |

هر چه آید به سرم باز بگویم گذرد

وای از این عمر که با میگذرد

میگذرد......!


نوشته شده در پنجشنبه 24 مرداد 1392 ساعت 01:02 ق.ظ توسط س صالحی نظرات | |

خسته ام؛

خسته تر از آنی که خیانت کنم

...تنهایم؛

تنها تر از آنی که عاشق شوم



نوشته شده در پنجشنبه 24 مرداد 1392 ساعت 12:26 ق.ظ توسط س صالحی نظرات | |

هنوز هم صدقه هایم به نیت سلامتی توست...

هی....

معشوق من.....

سلامتی...؟!


 


نوشته شده در پنجشنبه 24 مرداد 1392 ساعت 12:24 ق.ظ توسط س صالحی نظرات | |

هنوز دل خوشم به خدا نگهدارت...

اگر نمیخواهی برگردی پس چه اصراری هست

که خدا مرا هم نگه دارد...!

 


نوشته شده در سه شنبه 22 مرداد 1392 ساعت 01:37 ق.ظ توسط س صالحی نظرات | |

ﻓــﺮﻕ ﺍﺳــــﺖ ﺑﯿــــﻦ ﮐﺴـــﯽ ﮐﻪ ﻓﻘـــﻂ ﺗـــﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﺨـــﻮﺍﻫـــﺪ ...

ﮐﺴــﯽ ﮐﻪ ﺗـــﻮ ﺭﺍ ﻫــﻢ ﻣﯿﺨـــﻮﺍﻫـــﺪ ... !

 


نوشته شده در دوشنبه 21 مرداد 1392 ساعت 09:32 ق.ظ توسط س صالحی نظرات | |

گاهی

بیش از حد که توان بگذاری

زده میشوی

حالا

چه پای عشق در میان باشد

چه پای تو....؟

 


نوشته شده در یکشنبه 20 مرداد 1392 ساعت 11:06 ب.ظ توسط س صالحی نظرات | |

او رفت شب جایش گرفت

بیچاره دل

چیزی نگفت

با شب به یادش جان گرفت

 

Photo: ‎می بـوسمت، آنقدر که طرح لبهایـم روی انـدامت بماند ...
می خـواهم همه بدانند آغــوش تــو قلمــرو مـن است !‎


نوشته شده در شنبه 12 مرداد 1392 ساعت 01:23 ق.ظ توسط س صالحی نظرات | |

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت
سالها هست که از دیده ی من رفتی لیک
دلم از مهر تو آکنده هنوز
دفتر عمر مرا
دست ایام ورقها زده است
... زیر بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خیالم اما
همچنان روز نخست
تویی آن قامت بالنده هنوز
در قمار غم عشق
دل من بردی و با دست تهی
منم آن عاشق بازنده هنوز
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر که گورم بشکافند عیان می بینند
زیر خاکستر جسمم باقیست
آتشی سرکش و سوزنده هنوز


ساکار

نوشته شده در جمعه 11 مرداد 1392 ساعت 06:34 ب.ظ توسط س صالحی نظرات | |

وقتی رفتی فهمیدم

همیشه رفتن آسانترین راه نیست...!

وقتی سکوت کردی فهمیدم
...

همیشه سکوت راحت ترین جواب نیست...!

وقتی تنها شدی فهمیدم

همیشه تنهایی بهترین ارامش نیست ....!

میبینی تو همیشه سخت ترین ها را برای خودت انتخاب کردی

و من چه کودکانه خیال میکردم

که ماندن و جنگیدن سخت تر از رفتن است...!

 


نوشته شده در پنجشنبه 10 مرداد 1392 ساعت 01:28 ب.ظ توسط س صالحی نظرات | |

میدانی

بی لیاقت تر از تو

اشک هایی بودند که برای تو ریخته شدند...!

 


نوشته شده در پنجشنبه 10 مرداد 1392 ساعت 12:52 ب.ظ توسط س صالحی نظرات | |

انگشت به دهان مانده ام

درد دل هایم را چقدر خوب از بر داری...!

پس چرا هنوز تنهایم

من خوابم یا

تو مستی؟؟

 


نوشته شده در شنبه 5 مرداد 1392 ساعت 04:04 ب.ظ توسط س صالحی نظرات | |

لمس تن تو
شهوت است و گناه
حتی اگر خدا عقدمان را ببندد...
داغی لبت جهنم من است
حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند....
 

نوشته شده در شنبه 5 مرداد 1392 ساعت 02:48 ب.ظ توسط س صالحی نظرات | |

چند شبیست كه بی اجازه

به خوابم می آیی

خوابم را رنگی میکنی

ولی روزم را سیاه ...!
 

نوشته شده در شنبه 5 مرداد 1392 ساعت 02:46 ب.ظ توسط س صالحی نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ